تبليغاتX
خلاقیت
خلاقیت
خلاقیت و نوآوری
آيا مي توان خلاقيت را تقويت كرد؟

فرزانه سالمي - در گذشته نه چندان دور، همه بر اين باور بودند كه خلاقيت را نمي توان تقويت كرد. چنين ديدگاهي نه تنها در ميان مردم بلكه در ميان دانشمندان هم وجود داشت. با وجود آن كه در بيست سال اخير، اين ديدگاه هم كاملا تغيير يافته است اما هنوز ابهام و ترديد زيادي در خصوص اين مساله وجود دارد.

رابطه ميان خلاقيت ذاتي و پرورش خلاقيت را بايد در يك خط ادامه دار بررسي كنيم و اگر بخواهيم تحقيق خود را به طور منقطع انجام دهيم با مشكل مواجه خواهيم شد. افرادي كه تفكر ذاتا راديكال دارند، تقويت و پرورش خلاقيت را هم ممكن نمي دانند. اما بر اساس ديدگاه‌هاي رئاليستي، پتانسيل هاي خلاقيت در افراد مختلف را مي توان شناسايي و تا حد اكثر ممكن تقويت كرد. بنابراين در پاسخ به سوال آيا مي توان خلاقيت را تقويت كرد؟ بايد بگوييم بله، اين كار ممكن است. البته پرورش خلاقيت را نمي توان از ويژگي هاي ذاتي خلاقيت افراد آغاز كرد، بلكه بايد به تقويت پتانسيل هاي خلاقانه آنها روي آوريم.‏

دقيقا چه چيزي پرورش مي يابد؟ براي تقويت و پروش خلاقيت، نقطه تمركز ما كجاست؟ براي پاسخ به اين سوال بايد ذات چند بعدي خلاقيت را از لحاظ موقعيت محيطي، شخصي و فكري بررسي كنيم. اگر خصوصيات شخصي و جمعي را هم به اين مجموعه اضافه كنيم تلاش هاي ما نتيجه بهتري خواهند داشت. بر اساس نظريه ها و پژوهش هاي جديد، هر جزو اين مجموعه به بررسي نظري و عملي نياز دارد اما بررسي جمعي تمام اين عوامل با توجه به نظريه هاي جديد درمورد خلاقيت، ضرورت زيادي دارد. در عين حال، بسياري از كارشناسان معتقدند عوامل ايجاد خلاقيت، شامل تنها يك درصد الهام و 99 درصد انگيزه است و در اين راستا، اگر زمينه هاي بروز و نمود توانايي هاي افراد فراهم شود، انگيزه‌هاي آنها هم فرصت و ميدان لازم براي شكل گيري را پيدا خواهند كرد.‏

اولين عاملي كه در اين ميان مورد توجه كارشناسان بررسي خلاقيت قرار مي گيرد، شناخت است. اگر شناخت را از راه مدل هاي پردازش اطلاعات و حل مساله در ذهن افراد مورد بررسي قراردهيم، به عمليات انتقال اطلاعات، ذخيره اطلاعات و اجزاي پنهان ديگر هم توجه خواهيم كرد. اتخاذ استراتژي‌هاي مناسب براي تشويق ايده هاي اصيل و جديد و تشويق ديگران به استفاده از راه هاي اكتشافي براي رسيدن به شناخت (مثل مقايسه، تطبيق و تركيب اجزاي مختلف) هم مي تواند به عنوان راه موثري در اين راستا مورد توجه باشد.‏

دومين عامل را مي توان عاطفه و احساسات افراد دانست. اين امر اهميت زيادي دارد زيرا معمولا كار خلاقانه براي خود شخص هم معني خاصي دارد. تكنيكي كه براي آْگاه ساختن فرد خلاق از اهميت كارش به كار مي رود اين است كه راه استفاده كاربردي و عملي از كار خلاقانه او فراهم شود و مزاياي اين كار در جامعه و نيز براي شخص مورد تاكيد قرار گيرد. در چنين شرايطي ، احساسات فرد براي پيگيري ايده خلاقانه هم بيشتر مي شود.‏

عامل سوم به ديدگاه فرد خلاق در مورد خلاقيت برمي‌گردد. اگر او به توانايي خود در شكل دادن به ايده هايش ايمان داشته باشد بنيان روانشناسانه انگيزه هاي او به شدت تقويت مي شود. اجتناب از اظهارنظرهاي دلسرد كننده و نيز تلاش براي ارائه بازخوردهاي مثبت به ايده هاي خلاقانه، در اين راستا اهميت زيادي مي يابد و باور فرد خلاق به خودش را افزايش مي دهد.

توانايي فرد خلاق براي به كرسي نشاندن ايده‌هاي خود در جامعه و نيز توانايي او براي همكاري با ديگران در اين عرصه، عامل چهارمي است كه در اين راستا بايد مورد توجه قرار گيرد. همكاري با ديگران و استفاده از ايده هاي احتمالي آنها هم مي‌تواند به تقويت خلاقيت كمك كند. ارائه آزادي عمل به اعضاي گروه موجب مي‌شود آنها از لحاظ اجتماعي احساس راحتي كنند و راه براي همكاري موثر آنها با فرد خلاق هموار شود.‏

عامل آخر كه از مهم ترين عوامل نيز هست، شرايط محيطي و اجتماعي است كه فرد خلاق در آن زندگي مي‌كند. تحمل، مدارا و فراهم آوردن امكانات لازم براي فرد خلاق، عاملي است كه به هيچ وجه نمي توان آن را ناديده انگاشت. محيط مناسب، خود به شكل گيري ايده هاي جديد و پرورش پتانسيل هاي خلاقانه كمك مي‌كند و انگيزه هاي فرد خلاق را به شدت تقويت مي‌كند. اگر صبور باشيد و ضمن توجه به اين عوامل، به توانايي فرد خلاق ايمان داشته باشيد، كمك شاياني به پرورش ايده هاي جديد خواهيد كرد. مطمئن باشيد ارزشش را دارد. ‏

2 نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1384ساعت 19:17  توسط م  |