
1- تجربه : تجربیاتی که هر شخص از سر می گذراند مواد و مصالح ایده پردازی را تشکیل می دهند. سفر کردن و تماس های شخصی با افراد مختلف بخصوص کودکان در این مورد بسیار مفید است.

2- بازی های فکری : حل معما، جدول و بازی های مختلف فکری، ذهن ما را در جهت تفکر خلاق تمرین می دهد. در جریان بازی های فکری هرچه از دستورالعمل ها و عادت ها پرهیز کرده برای رسیدن به هدف از روش های جدید و جسورانه استفاده کنیم هم لذت بازی و هم کارآمدی آنها بیشتر می شود.

3- صنایع دستی: کارهای دستی مثل سبدسازی، تکه دوزی، تکه چسبانی، منبت کاری، مدل سازی و ... تمرین های مفیدی جهت تقویت نیروی خلاقه هستند. چنانچه طراحی کاردستی را نیز خودمان انجام دهیم سودمندتر خواهد بود.

4- هنرهای زیبا : خلق اثری هنری عین خلاقیت است: نقاشی کردن، آهنگسازی، مجسمه سازی، نمایش و ... به صورت حرفه ای هم که نباشد برای تقویت نیروی خلاقه بسیار مفید است.

5- مطالعه : مطالعه قدرت تصور را تغذیه می کند. برای آن که از مطالعه حداکثر استفاده را ببریم ضمن انتخاب مطلب مناسب باید بکوشیم با آن به صورت فعالانه برخورد کنیم و نه فقط به عنوان تماشاچی. داستان هایی که مقداری از مطالب را به تصور خواننده واگذار می کنند برای چنین منظوری بسیار مناسب اند. همچنین خواندن بیوگرافی ها می تواند بسیار پربار باشد. مطالعه باید با تعمق همراه باشد؛ در این صورت است که ایده ها – غالبا به وسیله عباراتی که کاملا با فکر خلاق حاصله نامربوط است – به خاطرمان سرازیر می شند. نیز یادداشت برداری در ضمن مطالعه به فرآیند ایده جویی کمک می کند.

6- نویسندگی : بر اساس آزمایش های علمی «روان بودن در نویسندگی» شاخصی اساسی در سنجش استعداد خلاقیت ارزیابی شده است.
یک تمرین ساده و موثر در این زمینه این است که تصاویری را از روزنامه ها و مجلات دربیاورید و سعی کنید بر اساس آنها متن خودتان را بنویسید. حتی زیرنویس نوشتن برای عکس های آلبوم های اینترنتی تان را می توانید به یک تمرین خلاقه تبدیل کنید.
از نتایج مثبت وبلاگ نویسی هم یکی همین تمرین خلاقیت از طریق نویسندگی است.

7- حل خلاق مسائل روزمره : بکوشید مسائلی را که در طول روز با آنها رو به رو می شوید از طریق روش های خلاقه حل کنید. حتی با امور عادی و پیش پا افتاده ای مثل تمیز کردن اتاق و چیدن وسایل هم می توانید برخوردی خلاقانه داشته باشید.

استاد داشت ساختار و سیستم شرکت های بزرگ خارجی را توضیح می داد. یک جا گفت: "توی این اتاق یه سری آدم از صبح تا شب لم می دن و ول می گردن؛ آخر ماه هم بیشتر از همه حقوق می گیرن! کارشون اینه که برای آینده ایده بدن. این ایده ها تو بانک اطلاعاتی شرکت به دقت حفاظت می شه..."
با حسرت و افسوس گوش می کردی. رفتی توی خیالات... بیشترین حقوق مادی و معنوی برای کسانی که کارشان فقط «فکر کردن» و «ایده دادن» است!
***
_ خب شما کارتون دقیقا چیه؟
_طراحی
_چه جوری مثلا؟
_مثلا طراحی دیگه! طراحی محصول جدید با شکل جدید یا کاربرد جدید یا متریال جدید...
_ (با لب و لوچه آویزان) خب تایپ هم بلدین؟
_آقا کار من طراحیه!
_(از توی کشو یک کاتالوگ رنگ و وارنگ بدقواره در می آورد) ببینین ما این محصول رو الان 20 ساله داریم تولید می کنیم جواب هم داده... اصلش خارجیه...
حوصله ات سر می رود، سرت را می اندازی پایین و می زنی بیرون. راه را پیاده گز می کنی که هوایی به سرت بخورد. بوی گریس مغازه کناری دماغت را می زند... تعمیرکار شده بودی الان مثل پسر همسایه تان وضعت توپ بود. پسر دایی ات را بگو. یک پیچ ناقابل سفت می کند کلی کاسب می شود تازه سر طرف منت هم می گذارد بابت نیم ساعتی که الکی با کامپیوترش وررفته! مهندسی نرم افزار را گذاشت کنار افتاد توی کار دستگاه سر هم کردن و ویروس کشی. می گفت که اینجا مردم حاضر نیستند بابت چیزی که نمی بینند و نمی توانند با دست لمس کنند پول بدهند... به خودت که می آیی می بینی راه را عوضی آمدی. به اندازه کافی هوا به سرت خورده. یک ماشین دربست می گیری.
***
راننده صدای ضبط را بلندتر می کند و ازت درباره کیفیت اش می پرسد. می گوید که از «روی اوریجینالش کپی کرده». شاکی می شوی که چرا «کپی»؟ جواب می شنوی که «سی دی دویست تومنی را می دهند سه و پانصد!»
***
هم دانشگاهی ات زنگ زده برای خداحافظی. بالاخره از طریق یک دانشگاه خارجی طرحش را ثبت کرده و از همان جا بورس تحصیلی هم گرفته. پس فردا عازم است... این یکی هم رفت!
***
فردا آخرین روز از فرصت سه هفته ای برای تحویل اتودها به استاد است. چند ساعتی وقت داری هنوز ــ ولی حال و حوصله اصلا. دست می کنی توی کتابخانه و باز آن مجله کذایی را درمی آوری و صفحه ی مربوطه را می گذاری جلویت. فوقش رنگ و لعابش را کمی عوض می کنی که خیلی تابلو نباشد. اصلا فردا توی آن هیر و بیر کی حواسش هست؟ گور پدرش!
.
فردا جشن تولد وبلاگ نویسی فارسی است. به همین مناسبت فکر کردیم در صفحه 11 روزهای پنج شنبه که به فرهنگ و هنر اختصاص دارد ستونی را به وبلاگستان اختصاص بدهیم.
اگر مطالبی در وبلاگتان دارید که علاقمندید در این ستون قرار بگیرد آدرس وبلاگ و پست مورد نظرتان را با ایمیل برای ما بفرستید.
پیشنهاد و انتقاد فراموش نشود!
پی نوشت: احتمالا این برنامه می رود برای صفحه ۸ روزهای سه شنبه.

کودکان و «سوء ِ بازی»
پیش ترها صحبت از وعده های غذایی بود ولی امروزه به پدر و مادرها می گویند که فرزندانشان در روز به "سه نوع بازی" هم احتیاج دارند.
بر اساس گزارش انجمن بین المللی بازی، امروزه بسیاری از کودکان دچار "سوء بازی" هستند که از روش زندگی نظم زده و ترس از کثیف شدن ناشی می شود.
رئیس این انجمن می گوید والدین باید کودکان خود را به سه نوع بازی ترغیب کنند: بازی های خلاقه، بازی های تجسمی و بازی های فیزیکی.
بازی های فیزیکی همان گونه که پیداست یعنی دویدن، آب بازی، دوچرخه سواری و ... بازی های تجسمی مثل بازی های نمایشی و بازی های خلاقانه مثل نقاشی کردن، کاردستی، آشپزی و مانند آن، منتها بدون دخالت مستقیم پدر و مادرها که غالبا محصول پایانی برایشان از خود روند بازی مهم تر است.
بسیاری از بچه ها بازی هایشان آن قدر که باید تنوع ندارد و این مثل آن است که رژیم غذایی کودک فقط شامل یک نوع ماده غذایی باشد و طبیعتا چنین رژیمی برای سلامتی خوب نیست.
بر اساس بررسی های کارشناسان "سوء بازی" در میان کودکانی که بیش از حد به یک نوع بازی خاص می پردازند معمول است. در این مورد بازی های ویدئویی و کامپیوتری اولین چیزی است که به ذهن می رسد اما کارشناسان تاکید می کنند فعالیت های سیستماتیک مثل نواختن ساز یا حتی کلاس های ورزشی هم شامل این قاعده می شوند: «نه این که این بازی ها بد باشند بلکه برای این که کودکان مهارت های مختلفی بیاموزند و استعدادهایشان پرورش بیابد لازم است بازی هایی از انواع مختلف را به صورت متعادل تجربه کنند»
آمار نشان می دهد 69درصد بچه ها وقت خود را به بازی های کامپیوتری می گذرانند و درمقابل 31 درصد به بازی در فضای باز می پردازند.
برنامه ریزی بیش از حد، رها کردن بیش از حد و مراقبت بیش از حد هر سه زیان بارند. بعضی پدر و مادرها آن چنان وقت فرزندانشان را با فوق برنامه های آموزشی پر می کنند که فرصتی برای بازی آزاد نمی ماند و بعضی بچه ها را ساعت ها پای بازی های کامپیوتری به حال خود رها می کنند؛ اما مشکل دیگری هم هست: گاهی بچه ها غرق بازی های زیادی از انواع مختلف هستند بدون این که نظارت و هدایتی از طرف والدین در کار باشد.
بازی کردن به بچه ها امکان می دهد که شخصا تجربه کنند و بیاموزند؛ چیزی که برای پرورش آنها بسیار ضروری است. هنگام بازی بچه ها محدودیت هایشان را کشف می کنند و به ماجراجویی دست می زنند. کثیف شدن لباس، تمیز کردنش، ضرب دیدن و کبود شدن و ... همه قسمتی از کودکی هستند.
فرزانه سالمي - در گذشته نه چندان دور، همه بر اين باور بودند كه خلاقيت را نمي توان تقويت كرد. چنين ديدگاهي نه تنها در ميان مردم بلكه در ميان دانشمندان هم وجود داشت. با وجود آن كه در بيست سال اخير، اين ديدگاه هم كاملا تغيير يافته است اما هنوز ابهام و ترديد زيادي در خصوص اين مساله وجود دارد.
رابطه ميان خلاقيت ذاتي و پرورش خلاقيت را بايد در يك خط ادامه دار بررسي كنيم و اگر بخواهيم تحقيق خود را به طور منقطع انجام دهيم با مشكل مواجه خواهيم شد. افرادي كه تفكر ذاتا راديكال دارند، تقويت و پرورش خلاقيت را هم ممكن نمي دانند. اما بر اساس ديدگاههاي رئاليستي، پتانسيل هاي خلاقيت در افراد مختلف را مي توان شناسايي و تا حد اكثر ممكن تقويت كرد. بنابراين در پاسخ به سوال آيا مي توان خلاقيت را تقويت كرد؟ بايد بگوييم بله، اين كار ممكن است. البته پرورش خلاقيت را نمي توان از ويژگي هاي ذاتي خلاقيت افراد آغاز كرد، بلكه بايد به تقويت پتانسيل هاي خلاقانه آنها روي آوريم.
دقيقا چه چيزي پرورش مي يابد؟ براي تقويت و پروش خلاقيت، نقطه تمركز ما كجاست؟ براي پاسخ به اين سوال بايد ذات چند بعدي خلاقيت را از لحاظ موقعيت محيطي، شخصي و فكري بررسي كنيم. اگر خصوصيات شخصي و جمعي را هم به اين مجموعه اضافه كنيم تلاش هاي ما نتيجه بهتري خواهند داشت. بر اساس نظريه ها و پژوهش هاي جديد، هر جزو اين مجموعه به بررسي نظري و عملي نياز دارد اما بررسي جمعي تمام اين عوامل با توجه به نظريه هاي جديد درمورد خلاقيت، ضرورت زيادي دارد. در عين حال، بسياري از كارشناسان معتقدند عوامل ايجاد خلاقيت، شامل تنها يك درصد الهام و 99 درصد انگيزه است و در اين راستا، اگر زمينه هاي بروز و نمود توانايي هاي افراد فراهم شود، انگيزههاي آنها هم فرصت و ميدان لازم براي شكل گيري را پيدا خواهند كرد.
اولين عاملي كه در اين ميان مورد توجه كارشناسان بررسي خلاقيت قرار مي گيرد، شناخت است. اگر شناخت را از راه مدل هاي پردازش اطلاعات و حل مساله در ذهن افراد مورد بررسي قراردهيم، به عمليات انتقال اطلاعات، ذخيره اطلاعات و اجزاي پنهان ديگر هم توجه خواهيم كرد. اتخاذ استراتژيهاي مناسب براي تشويق ايده هاي اصيل و جديد و تشويق ديگران به استفاده از راه هاي اكتشافي براي رسيدن به شناخت (مثل مقايسه، تطبيق و تركيب اجزاي مختلف) هم مي تواند به عنوان راه موثري در اين راستا مورد توجه باشد.
دومين عامل را مي توان عاطفه و احساسات افراد دانست. اين امر اهميت زيادي دارد زيرا معمولا كار خلاقانه براي خود شخص هم معني خاصي دارد. تكنيكي كه براي آْگاه ساختن فرد خلاق از اهميت كارش به كار مي رود اين است كه راه استفاده كاربردي و عملي از كار خلاقانه او فراهم شود و مزاياي اين كار در جامعه و نيز براي شخص مورد تاكيد قرار گيرد. در چنين شرايطي ، احساسات فرد براي پيگيري ايده خلاقانه هم بيشتر مي شود.
عامل سوم به ديدگاه فرد خلاق در مورد خلاقيت برميگردد. اگر او به توانايي خود در شكل دادن به ايده هايش ايمان داشته باشد بنيان روانشناسانه انگيزه هاي او به شدت تقويت مي شود. اجتناب از اظهارنظرهاي دلسرد كننده و نيز تلاش براي ارائه بازخوردهاي مثبت به ايده هاي خلاقانه، در اين راستا اهميت زيادي مي يابد و باور فرد خلاق به خودش را افزايش مي دهد.
توانايي فرد خلاق براي به كرسي نشاندن ايدههاي خود در جامعه و نيز توانايي او براي همكاري با ديگران در اين عرصه، عامل چهارمي است كه در اين راستا بايد مورد توجه قرار گيرد. همكاري با ديگران و استفاده از ايده هاي احتمالي آنها هم ميتواند به تقويت خلاقيت كمك كند. ارائه آزادي عمل به اعضاي گروه موجب ميشود آنها از لحاظ اجتماعي احساس راحتي كنند و راه براي همكاري موثر آنها با فرد خلاق هموار شود.
عامل آخر كه از مهم ترين عوامل نيز هست، شرايط محيطي و اجتماعي است كه فرد خلاق در آن زندگي ميكند. تحمل، مدارا و فراهم آوردن امكانات لازم براي فرد خلاق، عاملي است كه به هيچ وجه نمي توان آن را ناديده انگاشت. محيط مناسب، خود به شكل گيري ايده هاي جديد و پرورش پتانسيل هاي خلاقانه كمك ميكند و انگيزه هاي فرد خلاق را به شدت تقويت ميكند. اگر صبور باشيد و ضمن توجه به اين عوامل، به توانايي فرد خلاق ايمان داشته باشيد، كمك شاياني به پرورش ايده هاي جديد خواهيد كرد. مطمئن باشيد ارزشش را دارد.