تبليغاتX
خلاقیت
خلاقیت
خلاقیت و نوآوری
جاى خالى خلاقيت _ گفت و گو با احمدرضا دالوند تصويرساز و گرافيست
تقريباً دو دهه است كه «احمدرضا دالوند» در عرصه تصويرسازى و گرافيك در ايران فعاليت مى كند. براى بسيارى از مقالات در مجلات و نشريات ايرانى تصوير ساخته و به بسيارى از كلمات بى روح جان داده است. ۷ تا ۱۲ آبان ۸۴ «مرورى بر طرح ها و تصويرسازى» هايش را در گالرى سيحون برپا كرد و اين نمايشگاه بهانه اى شد تا با او به گفت وگو بنشينيم. از گذشته صحبت كنيم و تصويرسازى در سال هاى اخير. بعد هم از سرفصل هاى كلى ترى چون نگاه مطبوعات به هنر و گرافيك.
در نمايشگاهش از ميان ۴۱ تابلوى به نمايش درآمده ۱۸ تابلو به تصويرسازى هايش براى مجلات اختصاص دارد. اما از سال ۱۳۷۵ تا به حال ديگر براى مطبوعات تصويرسازى نكرده است. او مى گويد: «اين نمايشگاه تقديم شده به اهالى مطبوعات. چون در ميان تابلوها تصويرسازى هايى است كه پابه پاى تحريريه ها كشيده شده.»
در دو دهه گذشته بيش از يك هزار اثر در زمينه تصويرسازى چاپ كرده است و هدف بزرگش برگزارى نمايشگاه بزرگ تصويرسازى است از تصاويرى كه در طول دو دهه فراهم شده اند و پس از آن انتشار كتاب تصويرگرى. معتقد است برپايى چنين نمايشگاهى دوسال طول مى كشد. بايد از ميان اين هزار تصوير ۲۰۰ يا ۳۰۰ تا را انتخاب كرد. اما اگر كمك ها و حمايت هاى مالى از آن شود مى توان اين زمان را به شش ماه تقليل داد.
يكى از دلايلى كه سبب شده از سال ۷۵ تاكنون براى مطبوعات تصويرسازى نكند كاهش ميزان استفاده مطبوعات از طرح هاى گرافيكى است. او مى گويد: «مطبوعات ترجيح مى دهند از طرح هايى استفاده كنند كه از اينترنت پيدا كرده اند و ديگر تصويرسازى جايگاه گذشته اش را ندارد.»
دستمزدها هم در تصويرسازى پايين است. در سال ۱۹۹۲ تصويرسازى او براى يكى از مقالات ايرانى به عنوان طرح سال در اروپا برگزيده شد. اما دستمزدش يك هزار و ۲۰۰ تومان بود. اصل كار را هم اتفاقى در يكى از سطل هاى كاغذ باطله پيدا كرد.
با اين حال از تصويرسازى دور نشده است. هنوز هم طرح مى زند. اما براى دل خودش. كيفيت كارش هم خيلى بالا رفته است.
او معتقد است: «سال ها است كه تصويرسازى هاى اينچنينى ديگر در مطبوعات ما نيست. تصويرساز حرفه اى به معنايى كه من مى شناسم در مطبوعات دنيا كم مى شود و البته اين حركت موقت است زيرا با رواج اينترنت دسترسى به تصاوير باد آورده و آسان ياب در دنيا راحت شده است و فضا به گونه اى شده كه افراد به سادگى به تصاوير دسترسى دارند.»
تصويرساز را كسى مى داند كه «مطلبى را بخواند، بفهمد و آن را تصوير كند.» و مى گويد اين هنر «پايان ناپذير» است و مطمئناً دوباره رونق خود را باز مى يابد: «همان طور كه امروزه در غرب به تصاوير كامپيوترى هيچ اهميتى نمى دهند و اصطلاحى دارند كه ترجمه آن مى شود: فحشاى تصويرى.»
به اعتقاد او در ايران كامپيوتر روى ميزها قرار گرفته و خيلى ها از آن استفاده مى كنند. نرم افزارهايى چون فتوشاپ و كورل كه براى طراحى گرافيك به كار مى روند به راحتى با قفل هاى شكسته و قيمت ارزان در دسترس همه هست.
«اين قابل دسترس بودن سبب شده تا همه از اين نرم افزارها استفاده كنند بدون آن كه علم آن را داشته باشند يا حتى بتوانند با قلم طرح بزنند.» از جلوه هاى كامپيوترى كه در صدا و سيما به كار مى رود گله مند است و اعتقاد دارد كه اين طرح ها محدود شده به سه بعدى كردن، سايه  انداختن براى آرم ها و طلايى كردن آنها.
«در همه نرم افزارها امكاناتى هست كه نشان مى دهد اين نرم افزار چه قابليتى را دارد و مى توان از اين امكانات هم استفاده كرد، نه اين كه همه موارد استفاده از نرم افزار محدود شود به همين برنامه هاى آماده.»
او به دنبال جاى خالى خلاقيت و نوآورى در طرح هاى گرافيكى جديد مى گردد. اما آن چه با آن روبه رو مى شود تنها «يوزر»ها هستند: «سال ها است كه يوزرها جاى گرافيك كارها و طراح ها را گرفته اند. يوزر كسى است كه با نرم افزارهاى كامپيوترى آشنا است. اولين چيزى كه به دست گرفته ماوس بوده نه قلم.»
• كيفيت، شايد وقتى ديگر
در سال هاى گذشته گرافيك از رشته اى مهجور و مورد غضب خانواده ها به رشته اى باكلاس تبديل شده است. خانواده هايى كه تا چندى پيش از آوردن نام هنر به عنوان رشته درسى امتناع مى كردند، حالا با افتخار مى گويند كه فرزندشان در فلان دانشگاه رشته گرافيك مى خواند. دانشگاه هاى ايران هم در بالا بردن تعداد فارغ التحصيلان رشته گرافيك تلاش زيادى كرده اند. اما آيا اين افزايش تعداد گرافيست هاى خوب ايران را هم افزايش داده است؟
«دالوند» مى گويد: «اين روزها خيلى ها مى گويند من فوق اليسانس گرافيكم اما نمى توانند كار كنند. البته گاهى بسط كمى ممكن است به رشد كيفى منجر شود ولى اين بخش كمى چون با بنياد علمى همراه نيست، تنها مى تواند جوانان سرگردان را مشغول كند.»
البته او نااميد هم نيست: «نمى توان گفت كه اين رشد كمى، اتفاق بدى است. در نهايت ممكن است اين رشد به افزايش كيفيت در اين رشته تبديل شود.»
• نقش كاسه آب يا ديوار
«دالوند» هنر ايرانى را كاربردى مى  داند و معتقد است كه هنر در ايران از ديرباز از نقش تجملى خود خارج شده بود و بيشتر كاربردى بود. «تصويرگران نقش پرنده را در ته كاسه آب مى زدند تا هنگام نوشيدن آب نقش به پرواز در آيد.»
او مينياتوريست ها را نمونه واقعى تصويرگران مى داند و مى گويد: «تصويرى كه مينياتوريست ها آماده مى كردند براى متن بوده و نمونه هاى زيباى آن را مى توان در موزه هاى معروف دنيا يافت.»
و مى افزايد:  «پديده اى كه بيايند هنر خود را قاب كنند، به ديوار بياويزند و نمايش دهند و نام «گالرى» را به آن دهند۷۰سال است كه به ايران آمده است. آن هم از اروپا. وقتى هنر كاربردى ايران را مى شناسيد آنگاه مى فهميد كه اين رواج بى رويه اينترنت با ما چه مى كند.»
البته همچنان اميدوار است: «در چند سال اخير آشنايى جدى با هنر غرب پيدا كرديم. افراد زيادى آمدند تلاش كردند تا ضمن فهم هنر غرب، چيزى از هنر ايرانى را هم حفظ كنند. اين التقاط با هنر جهانى در حال آزمون و خطاست و هنوز آن چيزى را كه بتوان گفت ويژگى هنر ايرانى ما است كشف نكرده ايم.»
«به همين دليل است كه با وجود پيشينه تاريخى امروز در دنيا سبكى به نام سبك ايرانى در گرافيك وجود ندارد.» او معتقد است كه يكى از دلايل اين امر خود قدمت تاريخى هنر در ايران است. به جوامعى چون دبى اشاره مى كند و مى گويد:  «دبى در مقايسه با ايران و مصر مدرن تر است. پيشينه تاريخى و تمدن ايران و مصر سبب شده تا آنها ديرتر تغيير كنند.»
• گفت و گوهايى كه هنر مى آفرينند
«دالوند» اعتقاد دارد كه گفت وگوى روشنفكر و هنرمند نقش مهمى در غناى كارهاى هنرى دارد. به گفت وگوهاى «رنه مگريت» نقاش فرانسوى با «ميشل فوكو» فيلسوف در مورد فهم اشيا و طبيعت اشاره مى كند و مى گويد: «اين ديالوگ ها به تخيل و ذهنيت مگريت غناى زيادى داد.»
«اما چنين ديالوگ هايى بين روشنفكر و هنرمند ايرانى وجود ندارد. در ايران افكار يا خيلى سياسى است يا ادبى. هنوز بستر فرهنگى ما آن غنا و رنگارنگى را پيدا نكرده است تا موسيقى، انديشه، ادبيات و نقاشى با هم نقش بيافريند.»
به گفته او در همه جاى دنيا در كنار يك رمان نويس بزرگ مى توان يك شاعر يا موزيسين بزرگ يافت. اما در ايران گهگاهى تك ستاره هايى ظهور مى كنند اما حركت شان سمفونيك نيست. وقتى «فروغ» شاعر هست همه در سايه اند يا زمانى كه «كمال الملك» نقاشى مى كند ديگران ديده نمى شوند.
او فكر مى كند كه تنها هنرمند نيست كه بايد اين ارتباط را ايجاد كند و قسمت زيادى از اين ارتباط گيرى در بستر فرهنگى جامعه بايد رخ دهد. يعنى بستر بايد به گونه اى باشد كه امكان اين تعاملات وجود داشته باشد.
در طول فصل پاييز سال ۸۴ آثار ۵۰۰ هنرمند در ۸۰ گالرى تهران به نمايش در مى آيد. «دالوند» مى گويد كه خيلى تلاش كرده تا بتواند با اين گالرى ها ارتباط بگيرد و از جريان كارى آنها با خبر شود تا بتواند در مورد كارهاى به نمايش درآمده نقد بنويسد يا گزارشى دهد. اما نتوانسته است.
اطلاع رسانى در اين مورد را ضعيف مى داند و مى گويد: «خيلى از هنرمندان كارهايشان را غريبانه و به تنهايى به نمايش مى گذارند. بين موزه، گالرى، رسانه، منتقد و متوليان فرهنگى دولتى و خصوصى ارتباط قوى برقرار نيست.»
«درحالى كه در يك جامعه فرهنگى پيشرفته يك گالرى دار آرزوى ايجاد ارتباط با خبرنگار، منتقد و هنرمند است در ايران وضعيت به اين شكل نيست. خيلى ها از ارسال برنامه هايشان امتناع مى كنند و ترجيح مى دهند هزينه فكس يا پست ندهند.»
او از بعضى جهات به گالرى داران حق مى دهد و معتقد است: «اگر به صفحه اول تمام روزنامه هاى بزرگ كشور نگاه كنيد، تمام تيترهاى اصلى و فرعى و تصاوير در مورد مسائل سياسى و اقتصادى است. اين عرفى است كه ساخته شده است. اگر يكى از بهترين منتقدان در مورد يكى از شاهكارهاى هنرى نقد بنويسد در نهايت در يك صفحه لايى چاپ مى شود.»
 
منبع: شرق
2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 0:27  توسط م  | 

روش های پرورش خلاقیت

 

ارتباط با کودکان

1- تجربه : تجربیاتی که هر شخص از سر می گذراند مواد و مصالح ایده پردازی را تشکیل می دهند. سفر کردن و تماس های شخصی با افراد مختلف بخصوص کودکان در این مورد بسیار مفید است.

 بازی های فکری
2- بازی های فکری : حل معما، جدول و بازی های مختلف فکری، ذهن ما را در جهت تفکر خلاق تمرین می دهد. در جریان بازی های فکری هرچه از دستورالعمل ها و عادت ها پرهیز کرده برای رسیدن به هدف از روش های جدید و جسورانه استفاده کنیم هم لذت بازی و هم کارآمدی آنها بیشتر می شود.

کاردستی
3- صنایع دستی: کارهای دستی مثل سبدسازی، تکه دوزی، تکه چسبانی، منبت کاری، مدل سازی و ... تمرین های مفیدی جهت تقویت نیروی خلاقه هستند. چنانچه طراحی کاردستی را نیز خودمان انجام دهیم سودمندتر خواهد بود.

هنرهای زیبا
4- هنرهای زیبا : خلق اثری هنری عین خلاقیت است: نقاشی کردن، آهنگسازی، مجسمه سازی، نمایش و ... به صورت حرفه ای هم که نباشد برای تقویت نیروی خلاقه بسیار مفید است.

مطالعه
5- مطالعه : مطالعه قدرت تصور را تغذیه می کند. برای آن که از مطالعه حداکثر استفاده را ببریم ضمن انتخاب مطلب مناسب باید بکوشیم با آن به صورت فعالانه برخورد کنیم و نه فقط به عنوان تماشاچی. داستان هایی که مقداری از مطالب را به تصور خواننده واگذار می کنند برای چنین منظوری بسیار مناسب اند. همچنین خواندن بیوگرافی ها می تواند بسیار پربار باشد. مطالعه باید با تعمق همراه باشد؛ در این صورت است که ایده ها – غالبا به وسیله عباراتی که کاملا با فکر خلاق حاصله نامربوط است – به خاطرمان سرازیر می شند. نیز یادداشت برداری در ضمن مطالعه به فرآیند ایده جویی کمک می کند.

نوشتن
6- نویسندگی : بر اساس آزمایش های علمی «روان بودن در نویسندگی» شاخصی اساسی در سنجش استعداد خلاقیت ارزیابی شده است.
 یک تمرین ساده و موثر در این زمینه این است که تصاویری را از روزنامه ها و مجلات دربیاورید و سعی کنید بر اساس آنها متن خودتان را بنویسید. حتی زیرنویس نوشتن برای عکس های آلبوم های اینترنتی تان را می توانید به یک تمرین خلاقه تبدیل کنید.
 از نتایج مثبت وبلاگ نویسی هم یکی همین تمرین خلاقیت از طریق نویسندگی است.

مسائل روزمره

7- حل خلاق مسائل روزمره : بکوشید مسائلی را که در طول روز با آنها رو به رو می شوید از طریق روش های خلاقه حل کنید. حتی با امور عادی و پیش پا افتاده ای مثل تمیز کردن اتاق و چیدن وسایل هم می توانید برخوردی خلاقانه داشته باشید.

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1384ساعت 12:36  توسط م  | 

ایده کیلو چنده؟

idea_creativity_محمد نوروزیان

 

استاد داشت ساختار و سیستم شرکت های بزرگ خارجی را توضیح می داد. یک جا گفت: "توی این اتاق یه سری آدم از صبح تا شب لم می دن و ول می گردن؛ آخر ماه هم بیشتر از همه حقوق می گیرن! کارشون اینه که برای آینده ایده بدن. این ایده ها تو بانک اطلاعاتی شرکت به دقت حفاظت می شه..."

با حسرت و افسوس گوش می کردی. رفتی توی خیالات... بیشترین حقوق مادی و معنوی برای کسانی که کارشان فقط «فکر کردن» و «ایده دادن» است!

 

***

_ خب شما کارتون دقیقا چیه؟

_طراحی

_چه جوری مثلا؟

_مثلا طراحی دیگه! طراحی محصول جدید با شکل جدید یا کاربرد جدید یا متریال جدید...

_ (با لب و لوچه آویزان) خب تایپ هم بلدین؟

_آقا کار من طراحیه!

_(از توی کشو یک کاتالوگ رنگ و وارنگ بدقواره در می آورد) ببینین ما این محصول رو الان 20 ساله داریم تولید می کنیم جواب هم داده... اصلش خارجیه...

 

حوصله ات سر می رود، سرت را می اندازی پایین و می زنی بیرون. راه را پیاده گز می کنی که هوایی به سرت بخورد. بوی گریس مغازه کناری دماغت را می زند... تعمیرکار شده بودی الان مثل پسر همسایه تان وضعت توپ بود. پسر دایی ات را بگو. یک پیچ ناقابل سفت می کند کلی کاسب می شود تازه سر طرف منت هم می گذارد بابت نیم ساعتی که الکی با کامپیوترش وررفته! مهندسی نرم افزار را گذاشت کنار افتاد توی کار دستگاه سر هم کردن و ویروس کشی. می گفت که اینجا مردم حاضر نیستند بابت چیزی که نمی بینند و نمی توانند با دست لمس کنند پول بدهند... به خودت که می آیی می بینی راه را عوضی آمدی. به اندازه کافی هوا به سرت خورده. یک ماشین دربست می گیری. 

 

***

راننده صدای ضبط را بلندتر می کند و ازت درباره کیفیت اش می پرسد. می گوید که از «روی اوریجینالش کپی کرده». شاکی می شوی که چرا «کپی»؟ جواب می شنوی که «سی دی دویست تومنی را می دهند سه و پانصد!»

 

***

هم دانشگاهی ات زنگ زده برای خداحافظی. بالاخره از طریق یک دانشگاه خارجی طرحش را ثبت کرده و از همان جا بورس تحصیلی هم گرفته. پس فردا عازم است... این یکی هم رفت!

 

***

فردا آخرین روز از فرصت  سه هفته ای برای تحویل اتودها به استاد است. چند ساعتی وقت داری هنوز ــ ولی حال و حوصله اصلا. دست می کنی توی کتابخانه و باز آن مجله کذایی را درمی آوری و صفحه ی مربوطه را می گذاری جلویت. فوقش رنگ و لعابش را کمی عوض می کنی که خیلی تابلو نباشد. اصلا فردا توی آن هیر و بیر کی حواسش هست؟ گور پدرش!

 

.

2 نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 23:22  توسط م  | 

جشن تولد وبلاگی!

فردا جشن تولد وبلاگ نویسی فارسی است. به همین مناسبت فکر کردیم در صفحه 11 روزهای پنج شنبه که به فرهنگ و هنر اختصاص دارد ستونی را به وبلاگستان اختصاص بدهیم.

اگر مطالبی در وبلاگتان دارید که علاقمندید در این ستون قرار بگیرد آدرس وبلاگ و پست مورد نظرتان را با ایمیل برای ما بفرستید.

پیشنهاد و انتقاد فراموش نشود!

 

پی نوشت: احتمالا این برنامه می رود برای صفحه ۸ روزهای سه شنبه.

2 نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 12:16  توسط م  | 

بازی، قسمتی از کودکی

 

کودکان و «سوء ِ بازی»

 

پیش ترها صحبت از وعده های غذایی بود ولی امروزه به پدر و مادرها می گویند که فرزندانشان در روز به "سه نوع بازی" هم احتیاج دارند.

بر اساس گزارش انجمن بین المللی بازی، امروزه بسیاری از کودکان دچار "سوء بازی" هستند که از روش زندگی نظم زده و ترس از کثیف شدن ناشی می شود.

رئیس این انجمن می گوید والدین باید کودکان خود را به سه نوع بازی ترغیب کنند: بازی های خلاقه، بازی های تجسمی و بازی های فیزیکی.

بازی های فیزیکی همان گونه که پیداست یعنی دویدن، آب بازی، دوچرخه سواری و ... بازی های تجسمی مثل بازی های نمایشی و بازی های خلاقانه مثل نقاشی کردن، کاردستی، آشپزی و مانند آن، منتها بدون دخالت مستقیم پدر و مادرها که غالبا محصول پایانی برایشان از خود روند بازی مهم تر است.

بسیاری از بچه ها بازی هایشان آن قدر که باید تنوع ندارد و این مثل آن است که رژیم غذایی کودک فقط شامل یک نوع ماده غذایی باشد و طبیعتا چنین رژیمی برای سلامتی خوب نیست.

بر اساس بررسی های کارشناسان "سوء بازی" در میان کودکانی که بیش از حد به یک نوع بازی خاص می پردازند معمول است. در این مورد بازی های ویدئویی و کامپیوتری اولین چیزی است که به ذهن می رسد اما کارشناسان تاکید می کنند فعالیت های سیستماتیک مثل نواختن ساز یا حتی کلاس های ورزشی هم شامل این قاعده می شوند: «نه این که این بازی ها بد باشند بلکه برای این که کودکان مهارت های مختلفی بیاموزند و استعدادهایشان پرورش بیابد لازم است بازی هایی از انواع مختلف را به صورت متعادل تجربه کنند»

آمار نشان می دهد 69درصد بچه ها وقت خود را به بازی های کامپیوتری می گذرانند و درمقابل 31 درصد به بازی در فضای باز می پردازند.

برنامه ریزی بیش از حد، رها کردن بیش از حد و مراقبت بیش از حد هر سه زیان بارند. بعضی پدر و مادرها آن چنان وقت فرزندانشان را با فوق برنامه های آموزشی پر می کنند که فرصتی برای بازی آزاد  نمی ماند و بعضی بچه ها را ساعت ها پای بازی های کامپیوتری به حال خود رها می کنند؛ اما مشکل دیگری هم هست: گاهی بچه ها غرق بازی های زیادی از انواع مختلف هستند بدون این که نظارت و هدایتی از طرف والدین در کار باشد.

بازی کردن به بچه ها امکان می دهد که شخصا تجربه کنند و بیاموزند؛ چیزی که برای پرورش آنها بسیار ضروری است. هنگام بازی بچه ها محدودیت هایشان را کشف می کنند و به ماجراجویی دست می زنند. کثیف شدن لباس، تمیز کردنش، ضرب دیدن و کبود شدن و ... همه قسمتی از کودکی هستند.

 

2 نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 12:22  توسط م  | 

آيا مي توان خلاقيت را تقويت كرد؟

فرزانه سالمي - در گذشته نه چندان دور، همه بر اين باور بودند كه خلاقيت را نمي توان تقويت كرد. چنين ديدگاهي نه تنها در ميان مردم بلكه در ميان دانشمندان هم وجود داشت. با وجود آن كه در بيست سال اخير، اين ديدگاه هم كاملا تغيير يافته است اما هنوز ابهام و ترديد زيادي در خصوص اين مساله وجود دارد.

رابطه ميان خلاقيت ذاتي و پرورش خلاقيت را بايد در يك خط ادامه دار بررسي كنيم و اگر بخواهيم تحقيق خود را به طور منقطع انجام دهيم با مشكل مواجه خواهيم شد. افرادي كه تفكر ذاتا راديكال دارند، تقويت و پرورش خلاقيت را هم ممكن نمي دانند. اما بر اساس ديدگاه‌هاي رئاليستي، پتانسيل هاي خلاقيت در افراد مختلف را مي توان شناسايي و تا حد اكثر ممكن تقويت كرد. بنابراين در پاسخ به سوال آيا مي توان خلاقيت را تقويت كرد؟ بايد بگوييم بله، اين كار ممكن است. البته پرورش خلاقيت را نمي توان از ويژگي هاي ذاتي خلاقيت افراد آغاز كرد، بلكه بايد به تقويت پتانسيل هاي خلاقانه آنها روي آوريم.‏

دقيقا چه چيزي پرورش مي يابد؟ براي تقويت و پروش خلاقيت، نقطه تمركز ما كجاست؟ براي پاسخ به اين سوال بايد ذات چند بعدي خلاقيت را از لحاظ موقعيت محيطي، شخصي و فكري بررسي كنيم. اگر خصوصيات شخصي و جمعي را هم به اين مجموعه اضافه كنيم تلاش هاي ما نتيجه بهتري خواهند داشت. بر اساس نظريه ها و پژوهش هاي جديد، هر جزو اين مجموعه به بررسي نظري و عملي نياز دارد اما بررسي جمعي تمام اين عوامل با توجه به نظريه هاي جديد درمورد خلاقيت، ضرورت زيادي دارد. در عين حال، بسياري از كارشناسان معتقدند عوامل ايجاد خلاقيت، شامل تنها يك درصد الهام و 99 درصد انگيزه است و در اين راستا، اگر زمينه هاي بروز و نمود توانايي هاي افراد فراهم شود، انگيزه‌هاي آنها هم فرصت و ميدان لازم براي شكل گيري را پيدا خواهند كرد.‏

اولين عاملي كه در اين ميان مورد توجه كارشناسان بررسي خلاقيت قرار مي گيرد، شناخت است. اگر شناخت را از راه مدل هاي پردازش اطلاعات و حل مساله در ذهن افراد مورد بررسي قراردهيم، به عمليات انتقال اطلاعات، ذخيره اطلاعات و اجزاي پنهان ديگر هم توجه خواهيم كرد. اتخاذ استراتژي‌هاي مناسب براي تشويق ايده هاي اصيل و جديد و تشويق ديگران به استفاده از راه هاي اكتشافي براي رسيدن به شناخت (مثل مقايسه، تطبيق و تركيب اجزاي مختلف) هم مي تواند به عنوان راه موثري در اين راستا مورد توجه باشد.‏

دومين عامل را مي توان عاطفه و احساسات افراد دانست. اين امر اهميت زيادي دارد زيرا معمولا كار خلاقانه براي خود شخص هم معني خاصي دارد. تكنيكي كه براي آْگاه ساختن فرد خلاق از اهميت كارش به كار مي رود اين است كه راه استفاده كاربردي و عملي از كار خلاقانه او فراهم شود و مزاياي اين كار در جامعه و نيز براي شخص مورد تاكيد قرار گيرد. در چنين شرايطي ، احساسات فرد براي پيگيري ايده خلاقانه هم بيشتر مي شود.‏

عامل سوم به ديدگاه فرد خلاق در مورد خلاقيت برمي‌گردد. اگر او به توانايي خود در شكل دادن به ايده هايش ايمان داشته باشد بنيان روانشناسانه انگيزه هاي او به شدت تقويت مي شود. اجتناب از اظهارنظرهاي دلسرد كننده و نيز تلاش براي ارائه بازخوردهاي مثبت به ايده هاي خلاقانه، در اين راستا اهميت زيادي مي يابد و باور فرد خلاق به خودش را افزايش مي دهد.

توانايي فرد خلاق براي به كرسي نشاندن ايده‌هاي خود در جامعه و نيز توانايي او براي همكاري با ديگران در اين عرصه، عامل چهارمي است كه در اين راستا بايد مورد توجه قرار گيرد. همكاري با ديگران و استفاده از ايده هاي احتمالي آنها هم مي‌تواند به تقويت خلاقيت كمك كند. ارائه آزادي عمل به اعضاي گروه موجب مي‌شود آنها از لحاظ اجتماعي احساس راحتي كنند و راه براي همكاري موثر آنها با فرد خلاق هموار شود.‏

عامل آخر كه از مهم ترين عوامل نيز هست، شرايط محيطي و اجتماعي است كه فرد خلاق در آن زندگي مي‌كند. تحمل، مدارا و فراهم آوردن امكانات لازم براي فرد خلاق، عاملي است كه به هيچ وجه نمي توان آن را ناديده انگاشت. محيط مناسب، خود به شكل گيري ايده هاي جديد و پرورش پتانسيل هاي خلاقانه كمك مي‌كند و انگيزه هاي فرد خلاق را به شدت تقويت مي‌كند. اگر صبور باشيد و ضمن توجه به اين عوامل، به توانايي فرد خلاق ايمان داشته باشيد، كمك شاياني به پرورش ايده هاي جديد خواهيد كرد. مطمئن باشيد ارزشش را دارد. ‏

2 نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1384ساعت 19:17  توسط م  | 

اصول خلاقیت

 

مهسا ذوالریاستین - به نظر بسیاری از مردم خلاقیت چیزی تنها درخور هنرمندان و دانشمندان است. اما این غفلت از این نکته است که ما در زندگی روزمره با مسائل بی شماری روبرو می شویم که تنها با تفکر خلاق است که می توانیم راه حل این مشکلات را پیدا کنیم. وقتی که نقشه می کشیم که چطور پول بیشتری به دست بیاوریم یا چطور فردی را که دوستش داریم خوشحال کنیم به خلاقیت احتیاج داریم.

خیلی ها هم فکر می کنند خلاقیت یعنی این که منتظر «الهام» بمانیم. واقعیت این است که بعضی از ما از بعضی دیگر خلاق ترند اما اشتباه است که خلاقیت را یه وضعیت انفعالی بدانیم. در عین این که الگوریتم مشخصی برای خلاقیت وجود ندارد، مهارت و تکنیک هایی وجود دارد که با آموزش و عمل به آنها می توان نیروی خلاقه را تقویت کرد. اما برای شروع لازم است سه اصل مهم و زمینه ساز خلاقیت را بدانیم.

 

 

اصل اول: ایده های جدید از عناصر قدیمی ساخته می شوند

یک ایده  جدید می تواند یه نظریه جدید، یک محصول جدید، یک راه حل  جدید برای یک مساله و یا یک مفهوم جدید برای یک اثر هنری باشد. ارائه یک چیز جدید یعنی خلق یک چیز متمایز و خاص. نکته کاربردی اینجا این است که برای خلاق بودن باید آمادگی انحراف از سنت ها و روزمرگی ها را داشته باشیم.  بسیاری از افراد به پیروی از دستورالعمل ها عادت کرده اند و از کشف و چالش با هر چیز جدیدی می ترسند. کشف چیزهای جدید، جسارت و روحیه ای جستجوگر و کنجکاو می طلبد.

 

اما این ایده های جدید از کجا می آیند؟ جواب این است: ایده های جدید در واقع همان ایده های قدیمی هستند که ترکیب وترتیبی جدید یافته اند. 

 چگونه ما از ایده های قدیمی ایده های جدید می سازیم؟  واقعیت این است که اید ها از عناصری تشکیل شده اند و ما دنبال ترکیب های جدیدی می گردیم که با پیوند دادن ایده های مختلف به هم، حذف بعضی عناصر و جایگزین کردن آنها با عناصری دیگر به دست می آیند. مثلا ایده تلفن همراه را در نظر بگیرید: این ایده از ترکیب ایده انتقال بی سیم اطلاعات و ایده تلفن حاصل شده است.

 

اصل اول، مفهوم تلویحی دیگری هم دارد و آن این که عناصر خلاقه به ذخیره اطلاعاتی ای  بستگی دارد که برای «بازآرایی» در اختیار داریم. هر چه دامنه اطلاعاتی شما محدودتر باشد منابع کمتری برای خلق ایده های جدید (عناصر کمتری برای ترکیب کردن) خواهید داشت.  به همین دلیل است که کنجکاوی روشنگرانه و کسب دانش به تقویت نیروی خلاقه کمک می کند. نیز از همین روست که برای حل مسائل مختلف مشورت با افراد مختلف با تخصص های متفاوت مفید واقع می شود.

 

اصل دوم: همه ایده های جدید هم سنگ نیستند

خلاقیت صرفا خلق ایده های جدید نیست؛ خلاقیت ارزشمند، خلق ایده های جدید و مفید است.

خلاقیت را می توان به دو نوع کاربردی و هنری تقسیم بندی کرد. خلاقیت هنری شامل خلاقیت در آثار هنری و بیان احساس هنرمند از طریق قالب های مختلف هنری است. گرچه تفکر قضاوت کننده متضاد با خلاقیت هنری نیست اما تقویت تفکر قضاوت کننده  قطعا به تقویت تفکر خلاق هنری نمی انجامد؛ در حالی که تفکر قضاوت کننده در فرآیند خلاقیت کاربردی ضروری است.

خلاقیت کاربردی مثلا طراحی یک محصول یا ارائه یه نظریه علمی، دو مرحله دارد. اول ایده سازی، دوم ایده سنجی. تفکر قضاوت کننده در اینجا به ما کمک می کند بسنجیم که هریک از این ایده های جدید تا چه حد عملی و سودمند هستند. 

بعضی معتقدند که میدان دادن به تفکر قضاوت کننده به تفکر خلاق لطمه می زند و آن را محدود می کند. در این مورد باید گفت که لازم نیست همیشه قضاوت کننده باشیم. در واقع باید دو مرحله ای عمل کنیم. ابتدا میدان را به تفکر خلاقه بدهیم و بدون ارزشیابی و محدودیت به طرح ایده های جدید بپردازیم. سپس در مرحله دوم با درنظر گرفتن امکانات و محدودیت ها به ارزشیابی ایده ها بپردازیم.

 

 

اصل سوم: خلاقیت با توانایی ارتباط برقرار کردن بین چیزهای مختلف تقویت می شود

ذخیره اطلاعاتی ما منبع عناصر سازنده ایده های جدید ما را تشکیل می دهد اما نباید فراموش کرد که گاهی ایده های سودمند از منابع غیرمنتظره می آیند. بنابراین اگر می خواهیم خلاق باشیم باید خود را برای کشف روابط بین چیزهای مختلف و حتی شاید به ظاهر کاملا بی ربط آماده کنیم. این در درجه اول یعنی این که باید دامنه اطلاعاتی خود را گسترش دهیم. افراد خلاق عموما افرادی هستند که زیاد می خوانند، بسیار کنجکاوند و معمولا مصمم به اکتشاف در موضوعاتی هستند که ممکن است بلافاصله نتیجه ندهند. در درجه دوم باید مطمئن شویم روند مطالعه ما به درک عمیق از ارتباط بین مفاهیم کلیدی می انجامد. مطالعه صرفا به معنی ازبرکردن قطعاتی از اطلاعات بی ربط نیست؛ ما باید اطلاعاتی که داریم از زوایای مختلف و به گونه ای سازمن مند بررسی کنیم تا به شناخت عمیق تری از آنها دست پیدا کنیم.

 

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 23:16  توسط م  |